تکنیکی که تو را به درون یک چاه عمیق خواهد فرستاد ، و همه رقیبانت انجامش می دهند!

بسیاری از افراد خیال می کنند در رقابت با پیج های دیگر زمانی موفق می شوند که محصولشان قیمت پائین تری داشته باشد..

 

و تا آنجا که می توانند قیمت محصول خود را پائین می کشند ، ولی این کار را باید زمانی انجام بدهی که به دنبال نابود کردن بیزینست هستی !

 

تصور کن یک گردنبند طراحی کرده و زمان زیادی هم برای طراحی اش گذاشته ای ، شاید ساعت زمان برده که بتوانی این طرح را آماده کنی..

 

حالا زمان آن است که این طرح را با یک قیمت خوب و عادلانه بفروشی..

 

قیمت اولیه ای که برای این طرح در نظر گرفته ای ۲۵۰ هزار تومان است

 

با کلی ذوق و شوغ فکر می کنی در کمتر از یک ساعت خانمی با عکسی در کنار برج کج شهر پیزای ایتالیا  میاید و در تلگرام به تو پیام می دهد : مهم نیست قیمتش چقدر است ، همین الان شماره کارت بده !

 

اما بعد از گذشت یک روز میبینی هیچ چیز آنطور که تو می خواهی پیش نرفته است..

 

و از آنجائی که هیچگونه تجربه بازاریابی و فروش اینترنتی را نداری فکر می کنی که مشکل از قیمت محصولت هست..

 

شروع می کنی به کم کردن قیمت محصولت که شاید واقعا قیمت اصلی اش بیشتر از ۲۵۰ هزار تومان باشد ، اما بعد از گذشت دو هفته قیمتش را رسانده ای به ۳۵ هزار تومان و همچنان در شک هستی چون هنوز هم فروش نرفته است !

 

در انجا است که به خودت میگوئی این فاجعه است !

شاید من طراح قابلی نیستم که مردم طرح من را نمی خرند..  

 

اما یک چیز را نمی دانی .. و آن این است که قیمت پائین محصول تنها یک پیام برای مخاطبان دارد : این محصول بی ارزش است !  

 

تصور کن یک خانم با همان شرایطی که در بالا گفتیم وجود داشته باشد و حتی عکس دومش در کنار دریاچه کومو باشد ، فکر می کنی این خانم  دوست دارد گردنبندی که در گردنش هست یک گردنبند ۳۵ هزار تومانی و یا حتی ۲۵۰ هزار تومانی باشد ؟

 

تصور کن یکی از دوستانش به او بگوید : وای گردنبندت چه زیباست ، از کجا و چند خریدی ؟

 

فکر می کنی خجالت نمی کشد بگوید : ۳۵ هزار تومان ! و یا حتی ۲۵۰ هزار تومان ؟!

 

ولی اگر همین گردبند را با قیمت ۲ میلیون تومان خریده باشد با افتخار می گوید که از کجا و با چه قیمتی خریده است.

 

و احساسی که هنگام انداختن آن گردبند دارد این است که این گردبند دو میلیون تومان زیبایی و شخصیت  من را افزایش داده است ، نه ۳۵ هزار تومان.

 

مردم با قیمت محصولت ، شخصیتت را نیز قضاوت می کنند

 

به عنوان مثال اگر گردنبدی که طراحی کرده ای را با قیمت ۳۵ هزار تومان برای فروش بزاری مشتری در دلش یک چیز خواهد گفت : خودش هم مثل محصولش بی ارزش است ! ­

 

چیزی که من می گویم این نیست که قیمت واقعی محصول هرچه هست دوبلش کن و برای فروش بگذار..

من میگویم ارزش خودت و محصولت را پائین نکش ، چون آنقدر پائین خواهی رفت که وقتی سرت را بالا میگیری فقط یک گردی کوچک از آسمان قابل تماشا باشد ، چون به ته یک چاه بزرگ رسیده ای.. ­

 

جمع بندی : کاری که باید بکنی این است که با شیوه های درست بازاریابی و تبلیغ نویسی نه تنها محصولت را به فروش برسانی بلکه کمک کنی مخاطبت با استفاده از آن محصول به شرایط ایده آل خودش برسد.

 

و اگر محصولت کیفیت و قابلیت این را ندارد که به بازار هدف خاصی کمک کند پیشنهادم این است که همین الان آن هارا دور بریزی.

 

در مقاله قبلی هم گفتم هدف تو باید کمک به مردم باشد نه پر کردن جیب خودت..

 

زمانی که با این تفکر جلو بروی مشتری و پول هم زمان به سمت تو قدم خواهد بر داشت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *